سال یک هزارو چهارصد... ما در دنیای تکنولوژی گیر افتادیم! دلمان برای کسی تنگ نمیشود و همه خیره به یک مکعب مستطیل روزهای زندگیمان را ورق میزنیم! حال 24 ساله هستم! دختر تحصیل کرده اما امیدش به نسبت نوشته های دیروزش پودر شده و خاکسترش در هر جای اتاقش پخش شده... تق... دفتر بسته شد! +اینجا این وبلاگ این نوشته ها حال و هوای خاص خودش رو داره انگار هنوز همون دختر پونزده ساله ام که بی قراری میکنه تا بیست سالگیش رو ببینه که کلی موفق شده! راستش میخوام بهش بگم خبری از اون تصویر توی ذهنت نیست! همه پوچ و تباه! #افسردگی ! روزمرگی
نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ساعت
توسط رهـــــــــــــ ـــــــــآ |