خیلی وقته تک و تنها توی باغی از ترانه
 منتظر مثل یه خوبی یه رفیق بی بهانه



توی دنیای پر از گل مثل عالمی غریبه
 
میون این همه خوبی این منم که بی نصبیم


 
روزگاری زیر بارون روزگاری بیقرارم
 جز یه لحظه مهربونی دیگه خواسته ای ندارم


 
تو کنار من بشینی دل خستمو ببینی
 
بیای از تو باغ قصم یه شکوفه ای بچینی

من اون مترسکی که شدم عاشق کلاغا

واسه من ابد بریدن میون حصار باغا


 
اخه این صورت زشتو کی به من داده خدایا
آداما رو دوست ندارم عاشق شمام کلاغا



من اون مترسکی که شدم عاشق کلاغا
 آداما
رو دوست ندارم عاشق شمام کلاغا



 
با تو این پالتوی کهنه مثل ابریشم لطیفه
 تن پوشالیه سردم مثل خار گل ظریفه


 
میدونم ازم میترسی من با اون چشمای خسته
 چه جوری به دست بیارم دلت و با دست بسته


من با این لباس کهنه صورت زمخت و زشتم

 خیلی وقته تک و تنهام اره این سرنوشتم


 
ای پرنده های غمگین که از چشای من میترسین
 اداما گریه رو دیدن بری از اونا بپرسین



من اون مترسکی که شدم عاشق کلاغا

 واسه من ابد بریدن میون حصار باغا


 
اخه این صورت زشتو کی به من داده خدایا
 اداما رو دوست ندارم عاشق شمام کلاغا

(مازیار فلاحی_مترسک)

+آهنگ مورد علاقه ی من!
نوشته شده در پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲ساعت توسط رهـــــــــــــ ـــــــــآ |