نکنه غریبه اذیتش کنه؟

هِش...

ساكت...

انگاري كسي به در ضربه ميزند...

كمي آرامتر...

در آن اتاق تاريك و سياه...

نكند باد است كه به در ميزند...

لنگان لنگان به سوي در مي دوم...

نه انگاري ...

كسي به من سر نميزند...

در اين غبار بي كسي...

قلب من است كه ميزند...

نكند نور اميدم آمده...

در باز شده اي واي...

مرگ است كه به در ضربه ميزند...!

س.

+ تاریخ | یکشنبه 29 تیر1393ساعت | 13:31 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

گِردو...

شِكَسـتَم...

دِل...

شِكَستـي...

دِل ...

شِكَسـتَم...

اَشك ريخـتَم!

لَبخَند...

زَدي...

چِشمآمو بَستَم...

تو رَفتي...

مَن مُردَم....

اَمآ بَرنَگَشتي...

س.

+ تاریخ | شنبه 21 تیر1393ساعت | 21:23 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

اينجـ ـــآ ايستگآهـِ دِلتَنگيهِ...

دِلتَنگِ هَركَسي هَستي بِنِويس...

حَتي شَُدهـِ بآ اِسمِ نآ آشِنآ...

 

+ تاریخ | دوشنبه 16 تیر1393ساعت | 17:55 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

چشمانم را بستم...

كمي هم بي خيالم...

يكمم بي حوصله...

اعصاب هم پول نـداشتم بخرم!

اما...

يه احساس دارم در حد بنز...

اشكي دارم اندازه ي يه دنيا!

قلبي دارم...

كه به هر بي سروپايي نميدمش!

نيگا!!!!

پس هي نگو من مثل بقيه نـيستم!

توام مثل بقيه!

چه اشكالي داره؟

س.

+ تاریخ | جمعه 13 تیر1393ساعت | 12:4 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

ميرسه روزي كِه مَن سفيد بِپوشَم

رِفيقآم سياهـ

روزيكِه هَمِه به خآنوآدم بِگَن:

"دُختَر ِخوبي بود...

غَمِ آخَرِتون بآشِه..."

+ تاریخ | دوشنبه 9 تیر1393ساعت | 22:9 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

پَروَردِگآرآ تو تِکرآری تَرین “حُضورِ” روزِگآر مَنی وَ مَن عَجیب بِه آغوشِ تو اَز آن سویِ فآصِلِه هآ خو گِرِفتِه اَم !

 

http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/monasebat/ramezan/kamel/48.jpg

+رمضان مبارك...

+ تاریخ | یکشنبه 8 تیر1393ساعت | 15:12 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

گآهی جآیی هَستی کهـ نَبآید بآشی...

امآ خُدآ خُدآ میکُنی کِه اونَم اِتِفآقی هَمین جآ بآشه...

دُرُست کِنآرِت!

بَعدِش بِگِه :

ـ فِکرِ هیچی رُو نَکُن !

بَعدَم دَستآتو مُحکَم بِگیرِهـ...

اَز هَر فِکری بیآی بیرون...

بِهِِت لَبخَند بِزَنِه

وَ اون جآیی کِه هَستی بِشه بَرآتــ ـــ بِهتَرین جآیِ دُنیآ!

س.

+ تاریخ | شنبه 7 تیر1393ساعت | 15:33 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

یِه خآطِرِهـ گُم شُدِهآ...

دَر میآنِ تُمآمِ لَحظِهـ هآیَم...

دُنبآلِ یِک خآطِرِهـ اَم...

کِه چِگونِه...

چِه زَمآنی...

چِه روزی...

بآرونی بود یآ آفتآبی...

کِه مَن عآشِقِتــ ـــ شُدَم!

نَه اَز اون روز چیزی یآدَمِه...

نَه خآطِرهـ ای تو ذِهنَم هَست...

فَقَط یِه سُوآل دآرَم؟

مَن!

×چِه جوری عآشِقِتــ ــ شُدَم؟!×

س.

+ تاریخ | چهارشنبه 4 تیر1393ساعت | 23:25 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

http://www.amazing.ir/wp-content/uploads/2014/06/iran-vs-2014-bosnia-Amazing-ir-8.jpg

س.:

ایران وداع کرد با {جام جهانی}...

درسته ولی با اقتدار خداحافظی کرد...

با اون بازی که با آرژانتین داشت من فکر میکردم این بازی که پیش رو داشتیم با بوسنی خواهیم برد...

ولی فراموش نکنیم جام جهانیه!

بعدم بارون هم تاثیر داشت تو بازی بچه ها!

یکم هم روحیشون ضعیف شده بود برای اینکه یک گل از آرژانتین خورد!

ولی بازم ازشون ممنونیم که تا اینجا اومدن!

کم نیوردن!

بازم یک گل هم زدن!

به افتخار ایران!و هم وطنامونتیممون!

 

+ تاریخ | چهارشنبه 4 تیر1393ساعت | 23:0 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

+س.:اسم بهترين رفيقت رو بگو!

+ تاریخ | سه شنبه 3 تیر1393ساعت | 15:20 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/1/30/547846_386.jpg

 

یعنیـــــ ـــ خیلی گلنـــ ـ!

خیلی مَردَن!خیلی جُرئَت میخواد در برابر آرژانتین{ 90 دیقه} بدون هیچ گلی مقاومت کنی!

از همین جا از همتون تشکر میکنم!

دعای یه {ملت} پشتتونه!

آقایی کردید!

ما در واقع بردیم!

اینا میگن باختیم!

و واقعا بعضیا حقمون رو خوردن!{مخصوصا پنالتی}

{رهــــ ـــآ}

+ تاریخ | یکشنبه 1 تیر1393ساعت | 14:51 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

دلم یه روز برای خودم میخواد...

از خواب پا شم...

با موهای ژولیده از تختم بیام پایین...

چشمامو باز کنم...

یکم سر جام بشینم...

فکر کنم امروز چند شنبس؟

یه روز برای خوده خودم!

بعدش بدون اینکه صورتمو بشورم با چشمای بسته صبحونمو بخورم.

بعدش برم سراغ لباسام!چی بپوشم؟

جیغ ترین مانتویی رو که دارم بپوشم.

جیغ ترین شالم رو ...

به هیچیم فکر نکنم!

هندزفری رو بردارم!

گوشیمو از شارژ بکشم بذارم تو جیب شلوارم.

کوله سبزمو بردارم و از خونه بزنم بیرون.

انقدر آهنگ گوش بدم و پیاده تو کوچه ها قدم بزنم که گوشیم بگه...

" low battery"

و بعد از چند لحظه گوشیم خاموش شه!

نگران زنگ کسی نباشم!

بعدش برم برای خودم یه عالمه خرید کنم!

بعد از اینکه خریدام تموم شد برگردم خونه!

و بدون هیج فکری تا سرمو گذاشتم رو بالش بیهوش شم!

و بخوابم تا فردا صبح!

س.

 

+ تاریخ | شنبه 31 خرداد1393ساعت | 12:37 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

به خیلیا گفتیم موندی کاشکی...!

+ادامه مطلب رو فراموش نکنید!


ادامه مطلب
+ تاریخ | پنجشنبه 29 خرداد1393ساعت | 10:22 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

من اگر عاشقانه می نویسم…

نه عاشقـم !، نه شکست خورده

فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بمانـد …!

در ایـن ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها ،

فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم …

+ تاریخ | یکشنبه 25 خرداد1393ساعت | 19:9 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |

http://blogs.imediaconnection.com/files/2013/05/summersessions1.jpg

 

كمي بيخيال...

از برگه ها كه بگذريم...

از ديد و بازديد عيد هم كه بگيذريم...

از پنج شنبه و جمعه هايي كه تعطيل بود بگذريم...

وايسا!

خب از يه سه ماه تابستون ...

نه ...

نميشه بگذريم!

ما اومديم تابستون!

س.

+س.:خوش ميگذره؟

+ تاریخ | پنجشنبه 22 خرداد1393ساعت | 12:15 نویسنده | رهــــــــ ـــــــآ |